چه آرام درخود شکستم

عشق اونه که هیچ وقت نگی متاسفم

چه آرام درخود شکستم

عشق اونه که هیچ وقت نگی متاسفم

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد  

در دام مانده باشد صیاد رفته باشد 

 

آه از دمی که تنها با داغ او چو لاله 

در خون نشسته باشد چون باد رفته باشد 

 

آواز تیشه امشب از بیستون نیامد 

گویا به خواب شیرین فرهاد رفته باشد 

 

جونش به تیغ حسرت یا رب حلال بادا

صیدی که از کمندت آزاد رفته باشد 

 

از آه دردناکی سازم خبر دلت را 

وقتی که کوه صبرم بر باد رفته باشد 

 

رحم است بر اسیری کز گرد دام زلفت 

با صد امیدواری  ناشاد رفته باشد 

 

شادم که از رقیبان دامن کشان گذشتی 

گو مشت خاک ما هم بر باد رفته باشد 

 

پر شور از حزین است ،امروز کوه و صحرا 

مجنون گذشته باشد ، فرهاد رفته باشد 

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد